محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
124
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
قفوه : او را بازداشت كنيد . استسرّ الامر : خبرى را پنهان كرد . الإمّة : حالت . الأحلام : در اينجا به معناى خردها است . شغر برجله : پايش را بلند كرد . الخطام : افسار شتر . الخطم : بينى و بخشهاى ديگر صورت در زير آن . ساختار ادبى من الايمان ما يكون : خبر مقدم و مبتداى مؤخر . مستقرّا : صفت تاكيدى براى « ثابتا » است . حاجة : اسم « كان » است . من مستسرّ : حرف جر ، بيانيه است . همچنين مىتواند زايده باشد ، به آن سبب كه پس از نفى آمده است . مستسرّ و معلن : بدل از « من الارض » و از نوع بدل مفصل از مجمل . ايمان ايمان در قرآن به معناى باور به هر عقيدهاى است . خداوند از زبان برادران يوسف نقل مىكند : « تو ما را هرچند راستگو باشيم باور نمىدارى . » « 1 » همچنين به معناى بر زبان آوردن شهادتين آمده است : « و هر
--> ( 1 ) . وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ يوسف / 12 : 17 .